تاریخ عصر کامپیوتر از نگاه مجله Time

تاریخ عصر کامپیوتر از نگاه مجله Time




با سلام خدمت تمام دوستان عزیز، امیدوارم که از فرصت تابستونی که در اختیار دارید نهایت استفاده رو ببرید و مثل من مجبور نباشید در دمای 35 درجه دانشگاه برید!
دنیای امروزی کامپیوتر و ابزارهای محاسبه چیزی است که ۶۰ سال پیش حتی تصور آن هم محال می نمود. اما به گمانم همه این پیشرفت و خلاقیت مدیون ابزارها و نمونه هایی است که به جرات می توان گفت گذشته را تغییر داده اند. آیا ابزارهای الکترونیک و کامپیوترهای امروزی قادر به تغییر آینده و درک ما از تکنولوژی هستند؟ برای پاسخ به این سوال بهتر است ابتدا غول هایی را بشناسیم که دانش کامپیوتر بر شانه های آنها ایستاده است تا به این مرتبه از پیشرفت برسد. در ادامه این پست به بررسی برخی از مهمترین تغییردهندگان تاریخ کامپیوتر از دیدگاه مجله تایم می پردازیم.




ENIAC ‫-‬ ۱۹۴۶



در ابتدای سخن باید به احترام اولین کامپیوتر جهان کلاه از سر بر داریم. هدف از تولید محاسبه کننده و جمع کننده عددی الکترونیکی (Electronic Numerical Integrator and Computer ‪-‬ ENIAC) در ابتدا، برای استفاده در جنگ جهانی دوم بود. اما ساخت این ابزار یک سال بعد از جنگ جهانی دوم به اتمام رسید. آن را در دانشگاه پنسیلوانیا نصب کردند. مجموعه بزرگی متشکل از ۴۰ جعبه ۲.۴ متری با ۱۸۰۰۰ لامپ، قرار بود مسیر حرکت موشک های بالستیک را محاسبه کند.

SAGE ‫-‬ ۱۹۵۴

SAGE، سیستم غول پیکر کامپیوتری شده دفاع هوایی بود، که به نیروی هوایی آمریکا کمک می کرد تا به صورت لحظه ای به کنترل و سنجش اطلاعات راداری بپردازد. این سیستم مجهز به تکنولوژی های پیشرفته ای چون صفحه نمایش گرافیکی بود! این ماشین ۳۰۰ تنی یک طبقه کامل از یک ساختمان را اشغال می کرد.

NEAC 2203 ‫-‬ ۱۹۶۰

این کامپیوتر که توسط کمپانی نیپون الکترونیک (NEC) تولید شده، یکی از اولین کامپیوترهای ترانزیستوری ژاپنی است. این ماشین برای برنامه های تجاری، علمی و مهندسی مورد استفاده قرار می گرفت.

IMB System/360 ‫-‬ ۱۹۶۴

سیستم-۳۶۰ IBM اولین mainframe بود که دامنه بزرگی از برنامه ها (کارهای کوچک تا گسترده و فعالیت تجاری تا علمی) را پوشش می داد. کاربران می توانستند بدون نیاز به آپدیت پردردسر نرم افزار سیستم، تنظیمات مورد نظرشان را اعمال کنند. مدل های پیشرفته تر System‪/‬360 در ناسا برای ماموریت های آپولو و سیستم های کنترل ترافیک هوایی استفاده می شدند.

CDC 6600 ‫-‬ ۱۹۶۴

در یک بازه زمانی، ۶۶۰۰ سریعترین ماشین دنیا برای کنترل اطلاعات تجاری بود. این دستگاه توسط معمار بنام کامپیوتر، سیمور کری طراحی شد. این کامپیوتر توانست تا سال ۱۹۶۹ بر تخت سریعترین کامپیوتر جهان حکمرانی کند. تا اینکه سیمور کری سوپر کامپیوتر بعدی اش را ساخت.


DEC PDP-8 ‫-‬ ۱۹۶۵

PDP-8 اولین نمونه موفق تجاری مینی کامپیوترها بود‫.‬ این دستگاه توسط کارخانجات تجهیزات دیجیتال یا DEC ساخته شد‫.‬ این ماشین بیشتر از هر کامپیوتری تا آن زمان ‫(‬یعنی بیش از ۵۰ هزار دستگاه‫)‬ فروش داشت‫.‬ سالها قبل از آنکه اپل و گنو-لینوکس جایگزین هایی برای حکمرانی آی بی ام-‬مایکروسافت ارائه کنند، دی ای سی ویژن خودش را ارائه کرده و جا انداخته بود‫.‬ این شرکت کاربرانش را تشویق می کرد تا خودشان آموزش ببینند و بخشی از انقلاب صنعت رایانه باشند‫.‬

Interface Message Processor ‫-‬ ۱۹۶۹

یکی از مولودهای دوران جنگ سرد است، هنگامی که دولت امریکا به دنبال کشف راهی بود تا شبکه کامپیوترهای اش را حتی بعد از انفجار هسته ای و حمله دشمنان، روشن و کارآمد نگه دارد. IMP نمونه خوبی از اولین نسل دروازه های اطلاعاتی (gateway) بود، چیزی که امروزه آنها را به نام روترها می شناسیم. این کامپیوتر نقش اساسی در توسعه شبکه آرپانت (جد اینترنت امروزی) بر عهده داشت.

Kenbak-1 ‫-‬ ۱۹۷۱

اغلب به عنوان اولین کامپیوتر شخصی (Personal Computer ‪-‬ PC) دنیا مطرح می شود. کنباک در حقیقت به عنوان یک وسیله آموزشی با کاربری آسان طراحی شده بود. اما با فروش بسیار پایینش یک شکست تجاری تمام عیار بود. بدلیل نداشتن میکروپروسسور یا ریزپردازنده این کامپیوتر تنها قدرت محاسبه ۲۵۶ بایت اطلاعات را داشت و خروجی آن هم تنها مجموعه ای از نورهای چشمک زن بودند.

Cray-1 ‫-‬ ۱۹۷۶

cray-1 در زمان عرضه اش، سریعترین ماشین محاسبه گر دنیا بود‫.‬ علیرغم قیمت نجومی ۵ تا ۱۰ میلیون دلاری اش، فروش خوبی را هم تجربه کرد‫.‬ این دستگاه یکی از ده ها ماشین تولید شده توسط معمار بنام کامپیوتر، سیمور کری بود‫.‬ کسی که عمرش را صرف خلق سوپرکامپیوترها کرد‫.‬ ماشین هایی که در ظرفیت پردازش و سرعت محاسبه سرآمد دوران خود بودند‫.‬

Apple I ‫-‬ ۱۹۷۶

این کامپیوتر اولین مخلوق Steve Wozniak است که کیت آن توسط خود وی تولید شده بود. اپل ۱ ابتدا توسط رؤسای استیو در هیولت پاکارد (HP) رد شد. اما وزنیاک مصمم تر از قبل، با کمک دوستش استیو جابز، تصمیم گرفتند که ۵۰ مدل اولیه این دستگاه را به Byte Shop در کالیفرنیا بفروشند. قیمت تجاری پیشنهادی آنها ۶۶۶ دلار بود. علی رغم فروش پایین، این کامپیوتر راه را برای موفقیت بزرگ این دو نفر هموار کرد: Apple II

IBM Personal Computer ‫-‬ ۱۹۸۱

امکاناتی همچون صفحه کلید مستقل، پرینتر، مانیتور و طراحی یکدست و چشم نواز چیزهایی بود که به پی سی IBM کمک می کرد تا کامپیوتر شخصی را از گاراژ خوره های کامپیوتر و ساختمان شرکت های بزرگ، به زندگی روزمره شرکت ها و مردم عادی بیاورد. این ماشین موفقیت بیش از حد بزرگی بود که نامش تبدیل به لوگو و تابلوی محاسبات شخصی شد و تا سالهای زیادی آی بی ام دیگر کارخانجات را برای ساخت مدل های مختلف دسکتاپ رهبری و راهنمایی می کرد.

Osborne 1 Portable Computer ‫-‬ ۱۹۸۱

Osborne اولین کامپیوتر قابل حمل تجاری بود که حدود ۱۰.۸ کیلوگرم وزن و کمتر از ۲۰۰۰ دلار قیمت داشت‫.‬ این لپ تاپ سنگین وزن به دلیل قیمت مناسب و تعداد فراوان نرم افزارهایی که همراه آن ارائه می شد، محبوبیت فراوانی یافت.‬

Hewlett-Packard 150 ‫-‬ ۱۹۸۳



این اولین نمونه از تکنولوژی بود که امروزه به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفته. اچ پی ۱۵۰ اولین کامپیوتری بود که به صورت تجاری با صفحه لمسی ارائه شد. یک صفحه ۹ اینچ که توسط گیرنده و فرستنده های مادون قرمز پوشیده شده بود، تا محل انگشت کاربر را شناسایی و به دستگاه مخابره کنند.

واما...

iPhone ‫-‬ ۲۰۰۷



ابزار دستی کوچکی که در سال ۲۰۰۷ توسط استیو جابز، مدیرعامل اپل معرفی شد، نه تنها دسترسی به اینترنت، تلفن موبایل، دوربین و مدیا پلیر را در یک جا جمع کرد، بلکه گستره بسیار متنوعی از برنامه ها یا apps را هم پشتیبانی می کرد. این گستره می توانست شامل هر چیزی از دستور پخت غذا، تا نقشه آسمان شب و بازی باشد.


iPad ‫-‬ ۲۰۱۰



و سرانجام تبلت کاربردی شد. اپل آن را iPad نامید. تنها نیم اینچ قطر و ۶۸۰ گرم وزن داشت. با صفحه ۹.۷ اینچی عرضه شده بود. این ابزار ۱۰ ساعت عمر باتری دارد، تعداد بسیار زیادی اپلیکیشن و بازی را اجرا می کند و می توانید روزنامه های آنلاین را روی آن بخوانید.
به نظر شما در آینده، کدام ابزارها به این لیست اضافه خواهند شد؟ و دیگر شاهد چه محصولات تحول آفرینی در تکنولوژی خواهیم بود؟

به نقل از :

Time Magazine

اموات_لیست شماره2

بله...باز هم در خدمت شما هستیم با لیست اموات،دوستانی که از ابتدا فقط حضور فیزیکی داشتند،یا اصلا همکاری نکردند،یا خیلی کم کاری کردند.

ما هم از ابتدا گفتیم وجود ۵ نویسنده فعال در وبلاگ،به وجود ۵۰ نویسنده اسمی،ترجیح داره.

اموات لیست شماره ۲ عبارتند از:

پریسا پورحسنی

لیلا برفی

مریم نوین فر

مهرداد کشاورزی

*در صورت تمایل جدی برای نگارش مطلب در وبلاگ،امکان فعالیت مجدد به عنوان نویسنده برای همه دوستان خواهد بود.


و زنگ خطر برای سایر دوستان که لیست اموات شماره ۳ (اوایل مرداد) در صورت ادامه این روند میتونه شامل اسم اونها باشه:

مهسا سلطانی

سپهر پژوهش

مروارید منهویی

آرش تحیری

شهروز قوجلو

نتایج نظرسنجی ها...

ضمن تشکر از دوستانی که در نظر سنجی ها شرکت کردند،نتایج به شرح زیر اعلام میشود:

*آیا با درج مطلب در سایر زمینه ها،علاوه بر مطالب علمی موافقید؟

بله: ۳/۹۲٪   خیر: ۷/۷٪

که به همین خاطر درج مطلب در سایر زمینه ها ادامه خواهد داشت...


*به طور کلی آیا از عملکرد مدرس ریاضی۲ رضایت دارید؟

بله: ۰٪   خیر: ۱۰۰٪

که متاسفانه شاهد بودیم علی رغم درج این نظرسنجی،انتقاد دانشجوها از ابتدای ترم و ... مسئولین امر نسبت به این مسئله بی توجهی کردند و در نتیجه عموم دوستان در طول ترم درس رو حذف کردند یا سر جلسه امتحان حاضر نشدند.از عده قلیلی هم که در امتحان شرکت کردند،تنها تعداد محدودی موفق بودند.


*در خصوص پاس کردن کدام درس بیشتر نا امید هستید؟

۱)ریاضی ۲:  ۴۵٪

۲)برنامه نویسی پیشرفته و معادلات دیفرانسیل (به طور مشترک): هر کدام  ۲۵٪

۳)فیزیک۲:  ۵٪

۴)ساختمانهای گسسته و مدارهای الکتریکی (به طور مشترک): ۰٪

در خصوص ریاضی۲ که توضیحات لازم ارائه شد.متاسفانه نمرات درس برنامه نویسی پیشرفته هم برای بچه ها بسیار بهت آور بود.کلاسهای درس مدار الکتریکی که مجموعا ۳ جلسه تشکیل شد.در خصوص سایر درسها هم صحبت خاصی نیست!

کلا دانشگاه گل و بلبلی داریم...!

شوخی با یک همکلاسی...

خانم ل.گ...

بله...باز هم وبلاگ وزین ما دست به افشاگری زده...این بار در خصوص یک باند مافیایی که عمده فعالیتش پیرامون اخذ نمرات بالاست.این باند که به سرکردگی خانم ل.گ فعالیت میکنه در طول ۲ ترم پیاپی موفق شده بالاترین نمرات رو برای ایشون کسب کنه.

همونطور که در خاطر شریف دوستان هست،این خانم (ل.گ) از ابتدای ترم در اینجا حضور داشتند و نسبت به نمره پایانی درس فیزیک۲ و افتادن در این درس ابراز نگرانی میکردند اما علی رغم هشدار یکی از همکلاسیها (آقای ش.ف) در خصوص اینکه نباید به این مظلوم نمایی ها توجه کرد و در کمال بهت و حیرت همگان شاهد بودیم که خانم ل.گ در انتهای ترم بالاترین نمره در بین ۳ کلاس،یعنی نمره ۱۹ رو کسب کردند!!! و در صحبتهایی که خبرنگار اعزامی ما با استاد فیزیک داشتند مشخص شده که نمره ایشون ۲۰ بوده و به این خاطر که نخواسته چشم بخوره از استاد تقاضا کرده که نمره ۱۹ رو براش به ثبت کنه...

نکته جالب اینجاست...کسی که تا اواخر ترم از پاس کردن درس نا امید بوده چطور میتونه ۱۹ بشه؟؟؟!!! که ما قضاوت و پاسخ به این سوال رو به مخاطبان عزیز واگذار میکنیم...

مسئله بعدی در خصوص مافیای نمره مربوط میشه به درس برنامه نویسی پیشرفته...

قبلا یادآوری میکنم ۲۰ نمره این درس شامل ۶ تا ۱۰ نمره پروژه عملی و ۱۴ تا ۱۰ نمره برگه امتحانی(بسته به وضعیت امتحان دانشجویان) بوده.در حالی که بسیاری از دانشجویان عزیز پروژه خود را تحویل داده و در برگه امتحانی هم سوالات را به خوبی پاسخ دادند متاسفانه شاهد بودیم که برای ۹۰ درصد کلاس،نمره درخشان -۹- به ثبت رسیده؛و این در حالی است که طبق آخرین بررسیهای ما،نامبرده در این درس هم بالاترین نمره کلاس،یعنی نمره ۱۸ رو کسب کرده!

البته طبق آخرین اعترافات پدر متهم این پایین ترین نمره ل.گ در طول سالهای تحصیلش بوده و طبق شهادت شاهدان عینی،نامبرده پس رویت نمره،خودش رو به مدت یک هفته در اتاق محبوس،اعتصاب غذا،و در طول این یک هفته چندین بار اقدام به خودکشی کرده که با هوشیاری اطرافیان و مداخله ریش سفیدان محل از این کار منصرف شده.که البته احتمالا علت این اقدامات نمایشی هم به اختلاف نمره ای که از قبل قرار بوده به ثبت برسه،با نمره ای که به ثبت رسیده بر میگرده...

نکته دیگه تمام شک و شبهات را برطرف میسازد اشاره همکار ما آقای ف.ک به این مسئله است که در صورتی که فرض کنیم این نمرات با تلاش خود ل.گ به دست آمده،پس چطور این دانشجو پا به دانشگاه مقدس رودهن گذاشته و موفق نشده در دانشگاه صنعتی شریف تحصیل کرده یا بورس تحصیلی بگیره؟

که البته جواب این سوال هم کاملا واضح است؛ظاهرا این باند مافیایی قدرت کافی برای نفوذ در سازمان سنجش آموزش را نداشته و تنها قادر است به صورت محلی فعالیت کند.

که نامبرده باید در دادگاه علنی در خصوص همه این اتهامات پاسخگو باشد.

در پایان از این همکلاسی عزیز و رئیس این باند مافیایی و سایر باندها که در زمینه ویرایش نمرات دستی در آتش دارند تقاضا داریم به ما هم در خصوص چگونگی روند این مسئله برای افزایش معدل در جهت رهایی از مشروطی احتمالی کمک نمایند.

با تشکرـجمعی از کسبه محل


مطالب فوق صرفا جنبه مزاح داشت،برای تغییر روحیه همکلاسیهای گل،بعد از ایام امتحانات.

و همه ما به تلاش این همکلاسی عزیز در طول ترم واقف هستیم و به شخصه از اینکه ایشون رو برای سوژه شوخی انتخاب کردم،پوزش میخوام.

از طرف و خودم و همه دوستان و همکاران هم به خاطر کسب این نمرات درخشان به ایشون تبریک میگم و براشون آرزوی موفقیت روز افزون دارم...

آموزش سی شارپ

با سلام دوباره خدمت تمامی دوستان عزیز:

کتاب آموزش سی شارپ


با دوره جدید فعالیت وبلاگ در خدمتتون هستیم

مطلبی که امروز براتون آماده کردم شاید در ابتدا خاطرات تلخ کلاس پیشرفته برای شما تداعی کنه ( از نظر نمره ) اما به نظر من این کتاب مکمل کلاس پیشرفته هست.

متاسفانه یک سری مباحث پایه ای سی شارپ در کلاس پیشرفته عنوان نشد و تنها وجه آموزش کد های تحمیلی بود که استاد در اختیار ما قرار میداد و کاربرد آنها رو هم گاها ذکر نمی کرد.من با مطالعه ی کتاب های متعدد , این کتاب رو مکمل خوبی برای دوستانی که قصد ادامه ی برنامه نویسی با زبان سی شارپ را دارد میدانم !
امیدوارم استفاده ی کافی رو ببرید !

در انتها با عرض کنم برای هرگونه نظر - انتقاد - پیشنهاد و یا طرح سوالات می توانید از روش های قبلی
(قسمت نظرات - پشتیبان آنلاین - صفحه ی فیسبوک گروه) استفاده کنید 

دانلود در ادامه مطلب

ادامه نوشته

آغاز دور جدید فعالیت وب...

مژده به دوستان عزیز و همراهان همیشگی وبلاگ؛

با پایان فصل امتحانات دانشگاه،

به امید خدا و با یاری دوستان،

دور جدید فعالیت وبلاگ،به طور جدی از جمعه ۱۷ تیر آغاز خواهد شد!

coming soon

با ما همراه باشید...

گفتم: خدایا از همه دلگیرم ...

گفت: حتی از من ؟

گفتم: خدایا دلم را ربودند!

گفت: پیش از من؟

گفتم: خدایا چقدر دوری ...

گفت: تو یا من؟

گفتم: خدایا تنها ترینم !

گفت: پس من ؟

گفتم: خدایا کمک خواستم

گفت: از غیر من؟

گفتم: خدایا دوستت دارم!

گفت: بیش از من؟

گفتم: خدایا اینقدر نگو من!

گفت: من توام تو من ...

یه داستان بسیار زیبا (حتما بخوانید)

My mom only had one eye.  I hated her... she was such an embarrassment.

مادر من فقط یک چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

She cooked for students & teachers to support the family.

اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.

یک روز اومده بود  دم در مدرسه که به من سلام کنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed. How could she do this to me?

 خیلی خجالت کشیدم . آخه اون چطور تونست این کار رو بامن بکنه ؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out.

 به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه کردم وفورا   از اونجا دور شدم

The next day at school one of my classmates said, "EEEE, your mom only has one eye!"

روز بعد یکی از همکلاسی ها منو مسخره کرد و گفت  هووو .. مامان تو فقط یک چشم داره

I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear.

فقط دلم میخواست یک جوری خودم رو گم و گور کنم .  کاش زمین دهن وا میکرد و منو ..کاش مادرم  یه جوری گم و گور میشد...

So I confronted her that day and said, " If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die?!!!"

روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال کنی چرا نمی میری ؟

My mom did not respond...

اون هیچ جوابی نداد....

I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.

 حتی یک لحظه هم راجع به حرفی که زدم فکر نکردم ، چون خیلی عصبانی بودم .

I was oblivious to her feelings.

احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت

I wanted out of that house, and have nothing to do with her.

دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ کاری با اون نداشته باشم

So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.

 سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم

Then, I got married. I bought a house of my own. I had kids of my own.

اونجا ازدواج کردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...

I was happy with my life, my kids and the comforts

 از زندگی ، بچه ها و آسایشی که داشتم خوشحال بودم

Then one day, my mother came to visit me.

تا اینکه یه روز مادرم اومد به دیدن من

She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren.

اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو

When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited.

وقتی ایستاده بود دم در  بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد کشیدم که چرا خودش رو دعوت کرده که بیاد اینجا  ، اونم  بی خبر

I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!" GET OUT OF HERE! NOW!!!"

 سرش داد زدم  ": چطور جرات کردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!"  گم شو از اینجا! همین حالا

And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out of sight.

اون به آرامی جواب داد : " اوه   خیلی معذرت میخوام مثل اینکه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر  ناپدید شد .

One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore .

یک روز یک دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شرکت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه

So I lied to my wife that I was going on a business trip.

 ولی من به همسرم به دروغ گفتم که به یک سفر کاری میرم .

After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity.

بعد از مراسم ، رفتم به اون کلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی کنجکاوی .

My neighbors said that she is died.

همسایه ها گفتن که اون مرده

I did not shed a single tear.

ولی من حتی یک قطره اشک هم نریختم

They handed me a letter that she had wanted me to have.

اونا یک نامه به من دادند که اون ازشون خواسته بود که به من بدن

"My dearest son, I think of you all the time. I'm sorry that I came to Singapore and scared your children.

 ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فکر تو بوده ام ، منو ببخش که به خونت تو سنگاپور   اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،

I was so glad when I heard you were coming for the reunion.

 خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا

But I may not be able to even get out of bed to see you.

 ولی من ممکنه که نتونم از جام بلند شم که بیام تورو ببینم

I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up.

وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینکه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم

You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye.

آخه میدونی ... وقتی تو خیلی کوچیک بودی تو یه تصادف یک چشمت رو از دست دادی

As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye.

به عنوان یک مادر نمی تونستم تحمل کنم و ببینم که تو داری بزرگ میشی با یک چشم

So I gave you mine.

بنابراین چشم خودم رو دادم به تو

I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye.

برای من اقتخار بود که پسرم میتونست با اون چشم  به جای من دنیای جدید رو بطور کامل ببینه

With my love to you,

با همه عشق و علاقه من به تو

ماجراي واقعي نسبت خانوادگي شهاب فضلي و استاد زرين زاد (گسسته)

امروز در پي اتفاقي عجيب پرده از يك رابطه فاميلي بين استاد و دانشجو برداشته شد.

در پي اخبار واصله از چند تن از مقامات دانشگاه متوجه رابطه مخفي و پشت پرده آقاي شهاب فضلي دانشجوي كامپيوتر با استاد زرين زاد ،استاد ساختمان گسسته  شديم.امروز در بين امتحان همين درس و صحبت با چند تن از دانشجويان متوجه پرس وجوي بيش از حد خانم ... (مسئول دفتر ساختمان دانشكده) درباره اقاي فضلي شديم.اين پرس جو تا حدي بالا گرفت كه شخص استاد زرين زاد خود وارد سالن شده وليست حضور و غياب امتحاني را چك كرده و پس از صحبتهاي رد و بدل شده بين اين دونفر و چند تن از مراقبان جلسه صداي ضعيفي كه بيان گر اين مطلب بود كه چرا ايشان(ش.ف) به سر جلسه امتحان نيامده و اين درس را حذف كردند به گوش ميرسيد.اين نگراني تا جايي ادامه يافت كه به صورت علني از دانشجويان پرسيده مي شد كه ش.ف را ميشناسند يا نه وكسي از نيامدن او خبر دارد!! يك منبع موثق ميگويد كه خود شاهد بيان اين جمله بوده كه استد گفته اند امتحان مشكل نبوده و اگر ش.ف در امتحان حضور پيدا ميكرد به راحتي اين درس را پاس ميكرد .مطالب ديگري وجود دارد كه به دلايلي ازجمله ادامه كار وبلاگ از گفتنش صرف نظر ميشود.

بعد از در ميان گذاشتن اين خبر با آقاي فضلي ،اين شخص بسيار حول و به قول معروف دست و پاي خود راگم كرده كه همين امر حاكي از صحت اين مطلب ميباشد. ش.ف براي عادي جلوه دادن اين مطلب تماس هاي مكرري با يكي از رابط هاي خبري ما گرفته و شروع به كذب جلوه دادن اين مسئله مينمايد.

گفته ميشود ش.ف با انتشار خبري  سعي در انحراف افكار عمومي دارد. اين خبر به علت اينكه از روي نوار ضبط  شده برگردانده شده ، به صورت عاميانه ميباشد كه به شرح زير است)) : من پيش خانم مسئول ساختمان رفته ام و علت اين قضيه را پرسيدم و آنها به من گفتند كه چون استاد زرين زاد گفته درس شما خوب و فعاليت كلاسي وحضور مستمر داشتيد پس چرا به امتحان نيامده ايد >صداي استرس < >صداي همهمه دانشجويان < وقضيه همين بوده)).

يكي ديگر از دلايل اثبات اين موضوع همين قضيه است كه ش.ف اصلا در كلاس حضور نداشته و هميشه درس را بسيار دشوار بيان ميكردند.

آقاي شهاب فضلي اظهار داشته اند كه اين رابطه يك رابطه  معمولي بين استاد و دانشجو بوده و هيچ گونه نسبت خانوادگي وجود نداشته و در نهايت خود را از مسائل حاشيه اي مبرا كرده اند.

تحليل گر ما به اين موضوع اشاره ميكند كه به احتمال زياد اين آقازاده با تغيير نام خانوادگي خود به فضلي سعي در مخفي شدن دارد و زندگي در پس پرده را ترجيح ميدهد.

البته اسناد محرمانه موجود نشان ميدهد اين باند مافيايي كه از سركرده گان و صاحبان صنايع كليدي كشور هستند به مديريت شخص ش.ف اداره ميشوند و اكثر تصميمات كليدي دانشگاه را صادر ميكنند.

ما هم براي ادامه حيات اين دانشجوي عزيز به زير لفافه دعا ميكنيم و فقط از او ميخواهيم سفارش ما را هم به عزيزان و افراد فاميل خود (رئيس دانشگاه آزاد، وزير دفاع ،معاونت محترم دانشگاه،اساتيد مكرمه و ...) مبذول عنايت خويش فرمايند.

 

باتشكر

جمعي از دانشجويان رودهن